خبرنگار پایگاه خبری مجلس و آذربایجان در یک روز زمستانی شال و کلاه کرده و خود را به اهر رسانده است تا مشکلات شهروندان اهری را از زبان خودشان جویا شود. این گزارش در دو قسمت تنظیم شده است که بخش نخست آن را با همدیگر می خوانیم ...

به گزارش مجلس و آذربایجان، اهر را همه شهرستانی تاریخی با مردمانی فرهنگ دوست، سختکوش و فعال می شناسند. اقتصاد این شهرستان وابسته به کشاورزی و دامداری سنتی است و بخش اعظم جمعیتش از این محل امرار معاش می کند. علیرغم همه پتانسیل های موجود از نیروی انسانی مجرب و ماهر گرفته تا موقعیت استراتژیک و منابع طبیعی و معدنی متعدد، فقر و بیکاری در این شهرستان بیداد می کند.

خبرنگار پایگاه خبری مجلس و آذربایجان در یک روز زمستانی شال و کلاه کرده و خود را به اهر رسانده است تا مشکلات شهروندان اهری را از زبان خودشان جویا شود. این گزارش در دو قسمت تنظیم شده است که بخش نخست آن را با همدیگر می خوانیم:

در همان مسیر تبریز- اهر، راننده خوش مشرب اهری وقتی متوجه می شود برای تهیه گزارش مردمی به شهرشان می رویم، می گوید: در گزارش تان بنویسید جاده اهر بعد از یک دهه هنوز تکمیل نشده است و همچنان قربانی می گیرد. در اهر کمتر خانواده ای پیدا می شود که این جاده داغدارشان نکرده باشد. چه جوانان رعنا و اندیشمندی که این جاده از اهر و اهری ها نگرفته است. مسوولان هر سال وعده اتمام جاده را می دهند اما از بس به وعده ها عمل نشده، دیگر کسی حرف شان را باور ندارد.

ساعت یازده و نیم از سواری پیاده شده و به سمت مرکز شهر به راه می افتیم. خیابان ها تقریبا آرام و خلوت است و از دود و ترافیک تبریز در اینجا خبری نیست. اما مغازه ها هم فروغ چندانی ندارند.

برای پرس وجوی آدرس، داخل یک مغازه الکتریکی می شویم. فرصت را غنیمت شمرده و از وضعیت کسب و کار خود و شهرشان می پرسیم. آرام و شمرده می گوید: ساعتی اینجا بایستید خودتان متوجه می شوید. شهر اهر که زمانی مرکز داد وستد منطقه بود، الان حال خوشی ندارد. بی توجهی به اقتصاد، شهرستان را از نیروی کار جوان و باسواد خالی کرده است. همه جوانان بدنبال یک لقمه نان، آواره شهرهای بزرگ شده اند. خداوند از تقصیرات آنانی که در حق این مردم کوتاهی کرده اند، نگذرد. خیلی ها به پست و مقام که می رسند همه چیز را فراموش می کنند. همین آقای نماینده که با رای مردم، نماینده شده، قول اشتغال و کارآفرینی داده بود. پس کو آن شعارهای رنگ وارنگی که می دادند؟ گزارش دهد که در چهار سال گذشته برای چند نفر اشتغال زایی کرده اند؟ کدام سنگ را روی سنگ گذاشته و کدامین کارخانه و واحد تولیدی را افتتاح کرده اند؟

از مغازه شان خارج شده و به سمت میدان شهرداری به راه می افتیم. در مسیر از چند جوانی که در کنار خیابان با همدیگر گرم صحبت شده اند، اجازه گرفته و به جمع شان اضافه می شویم. موضوع بحث شان، فضای مجازی است. یکی می گوید: برخی از گروه های تلگرامی منطقه به میدان جنگ شباهت بیشتری دارند تا محلی برای تبادل افکار و اطلاعات. یک عده مترصد فرصتند تا هر کس اظهارنظر کرده و مطالبه ای را مطرح کند با توهین و تخریب پاسخ دهند. ولی فراموش کرده اند؛ مردم مطالبات انباشته شده زیادی دارند. بیشتر خانواده ها، در نان شب شان مانده اند و به هر دری می زند، بسته می یابند.

یکی دیگر، دنبال صحبت های دوستش را گرفته و می گوید: اهر و مشکین از لحاظ طبیعت تقریبا شبیه هم هستند. اما ببینید الان آنها در کجا هستند و ما در کجاییم؟ در چند سال اخیر سرمایه گذاری هایی که در حوزه گردشگری مشکین شهر انجام گرفته بیشتر از مجموع سرمایه گذاری های شهرستان اهر است. ما سالهاست چشم انتظار تکمیل یک جاده ۸۰ کیلومتری هستیم. سالهاست به امید توسعه شهرستان شب را روز می کنیم و مهم تر از همه سالهاست به مدیرانی دل بسته ایم که فقط به فکر منافع فردی و جناحی خودشان هستیم.

ساعت نزدیک یک ظهر است. برای صرف ناهار وارد یک آبگوشت سرا در بازار می شویم. کافه ها، غذاخوری ها و محافل گروهی در کشور ما همیشه محملی برای طرح و تحلیل مسایل روز سیاسی بوده و هست. در چنین جمع هایی همه تحلیلگر هستند و نظرات شان را بدون لکنت زبان بیان می کنند. اغلب حاضران از ردصلاحیت چهره محبوب شهرشان ناراحتند. پیرمردی می گوید: در نبود افرادی مانند ممی خانی، معلوم است عرصه برای عرض اندام عبدالهی ها فراهم خواهد بود. کسی که در طول سه سال دوران نمایندگی اش، آنچه که یادش نیفتاد وعده های انتخاباتی اش بود. حالا هم با یک جین وعده و شعار جدید، دوباره به میدان آمده تا کرسی مجلس را برای یک دوره رزرو کند. اما غافل از اینکه دستش برای مردم رو شده است و کسی فریب شعارهایش را نخواهد خورد.

 

بخش دوم گزارش به زودی ….